عدم امكان بكارگيري توأم نظامهاي باطني
در طول تاريخ امكان اينكه فردي بر كليه سيستمهاي روحزايي و خلاقيت تسلط داشته باشد و در آنِ واحد بتواند از همه آنها بهره گيرد، نادر و بعيد بوده است. همچنين برخي از روشها نسبت به يكديگر داراي تناقضهاي اساسياند. مثلاً كسي كه در سحر و جادو عمل ميكند درواقع بسياري از عناصر روش دعا و توكل را نقض ميكند و بنابراين چنين شخصي نميتواند در روش دعا و توكل هم عمل كند. در واقع هريك از سيستمهاي آزادسازي روح خلاق (روحزايي) نظام ارتعاشي فرد را به شكل متناسبي تغيير ميدهند و تغيير آني اين نظام ارتعاشي بسيار دشوار خواهد بود. بعنوان مثال يك دونده موفق صد متر در آن واحد نميتواند يك دونده قدرتمند در دو استقامت باشد زيرا هر كدام از اين دو شكل دويدن براساس نوعي از سيستم تنفسي و متابوليستم استوار است. همچنين در خط استوا، استفاده از خانهاي كه براي مناطق قطبي ساخته شده، معقول و عملي نيست و چه بسا به مرگ منجر شود.
